محمد سرور الدين
19
الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي )
در أولى فعاليت حياتي بوسيلة دهان ودندان وگلو وروده ومعده وجهاز هاضمه وساير أعضاء در مواقع كار نابود نشده ، ولى در دومى اين فعاليتها صورت نگرفته است . در روزگارى كه وسائل معاينه واكتشافات مانند ميكروسكوب وغيره در دسترس نبود ، امام صادق ( ع ) از وجود اين ميكربها خبر داده است وتعجبى ندارد ، چه أو فرزند پدرانيست كه تمام استواران در علم وبرگزيدگان خدا بودهاند ، فرزند پيغمبرى است كه مىفرمايد : ( فر من المجذوم فرارك من الأسد ) يعنى آنچنانكه از شير مىگريزيد از مجذوم فرار كنيد . ونيز مىفرمود : ( لا تدخلوا بلدا يكون فيه الوباء ) يعنى در شهري كه وباء آمده باشد داخل نشويد . ( لايوردن ممرض على مصح ) سالم بر بيمار ورود ننمايد وأمثال آنها . بنابر اين اسلام وجود ميكرب وسرايت بيماريها را بوسيلة آن ثابت داشته پيش از آنكه دكتر فرانسوى ( دافين ) در سال 1850 ميلادي آنرا كشف كند ودر آخر قرن نوزدهم ، پاستور وجود آنرا اعلام نمايد . عقيدة بوجود ميكرب امرى است عقلي ، زيرا مرض باصطلاح دانشمندان فلسفه ، از جمله اعراض است كه بر أجسام وارد مىشود ودر جاى خود ثابت شده كه عرض قائم بذات خود نيست ودر خارج از موضوع يافت نمىشود مگر اينكه بر جسم ديگرى تعلق بگيرد پس وقتيكه مىگويند ، مرض از جائى يا كسى منتقل شده ، معنايش اينست كه جسم حامل آن بيمارى انتقال پيدا كرده ومقصود از ميكرب همين جسم حامل است كه حمل ونقل بيمارى ها مىكنند ونهى از دخول شهري كه در آن وبا پيدا شده يا امر بفرار از مجذوم يا كناره گيرى كردن بيمار از سالم كه در اخبار آمده ، تمام براي آنست كه ميكرب ها منتقل نشوند . اسلام با آنكه قائل بوجود ميكرب وسرايت امراض است ، معذلك راهى كه در مبارزه با ميكرب پيش گرفته مثل راه امروزى ها افراطى نيست ، بعقيده اسلام افراط در هر چيز نتيجة معكوس دارد ، احتياط زياد كار را بوسواس ميكشاند . ترس كه منشاء احتياطى است ( وگاهى نيز از خود احتياط مفرط پيدا مىشود ) زمينه مرض وبلا را بيشتر مساعد مىكند . كسانيكه در مبارزه با ميكروب افراط مىكنند وهمه چيز حتى آب خوردن را ميجوشانند ، ميوه را مىپزند علاوة از آنكه از خواص طبيعي غذاها محروم مىمانند